![]() |
![]() |
|
|
گفتم دوستت دارم گفتی من هم گفتم عاشقت هستم گفتی من هم گفتم می خواهم با تو باشم گفتی من هم گفتم تا همیشه سکوت کردی... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 16:22 توسط شاپرک |
|
|
به یاد داشته باش هر گاه دفتر محبت را ورق زدی و هر گاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی و هر گاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب نازنیت بگو یادت به خیر.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 12:35 توسط شاپرک |
|
|
به زیبایی یک روز بارانی به سادگی یک شعر و به سادگی یک لبخند تمام شد لحظه های پاک و دوستی و خنده های بی بهانه تمام شد افسوس که دیر آموختم بهاری ترین افراد هم گاهی خزانند من تو را باز کجا خواهم یافت جز در اندیشه پاک افسوس که دیر آموختم......
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 20:26 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 12:39 توسط شاپرک |
|
|
عشق یک موهبتی الهی است
سقوط نیست باختن نیست یک ایثار یکطرفه نیست پروازی است به سوی ایده آل ها که با تصرف معشوق پایان نمی پذیرد عشق لغزش نیست زودگذر نیست یک تسلیم بی قید و شرط نیست عشق غوطه ور شدن در دریای هوس نیست شرک نیست چون عاشق با پرستیدن معشوق به خدا نزدیک تر می شود معشوق می سازد می میرد عاشق می میرد عشق هرگز نمی میرد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 12:46 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 18:7 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 13:0 توسط شاپرک |
|
|
رسم زندگی این است یک روز کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی بهمین سادگی............
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 12:41 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 12:37 توسط شاپرک |
|
|
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم مختصر ولی ساده و پنهانی بود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 19:29 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 19:24 توسط شاپرک |
|
|
خدایا به هرکس که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 13:39 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 22:27 توسط شاپرک |
|
|
آن هنگام که آن بوته ی خار به روی زمین تنها بود خداوند گل سرخی را در کنارش رویاند
آن گل در کنار آن بوته ی خار شکفت خداوند برگشت و آن گل را از روی زمین با خود به آسمان برداما آن گل دیگر هرگز نشکفت نشکفت آری..... آن گل ریشه اش را پیش آن بوته خار به روی زمین جا گذارده بود آخر آن گل به آن بوته خار دل بسته بود و آن هنگام بود که خداوند عشق عشق عشق را آفرید.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 22:5 توسط شاپرک |
|
|
آن هنگام که آن بوته ی خار به روی زمین تنها بود خداوند گل سرخی را در کنارش رویاند
آن گل در کنار آن بوته ی خار شکفت خداوند برگشت و آن گل را از روی زمین با خود به آسمان برداما آن گل دیگر هرگز نشکفت نشکفت آری..... آن گل ریشه اش را پیش آن بوته خار به روی زمین جا گذارده بود آخر آن گل به آن بوته خار دل بسته بود و آن هنگام بود که خداوند عشق عشق عشق را آفرید.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 22:4 توسط شاپرک |
|
|
اگر تمام شب را آرام برای از دست دادن خورشید گریه کنی ستاره ها را هم از دست خواهی داد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 19:57 توسط شاپرک |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 19:51 توسط شاپرک |
|
|
روی نفس تفته کویر و قطره های نرم باران روی پیشانی خورشید و بیدهای رها در باد روی استخوان های شیطان حتی می نویسم جز تو دل به کسی نخواهم داد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 19:0 توسط شاپرک |
|
|
یادمان باشد اگر شاخه گلی چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده ی عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم یادمان باشد که از امروز خطایی نکنیم گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 12:41 توسط شاپرک |
|
|
دلم در سینه احساس غریبی می کند بهانه می گیرد تو را می خواهد تو نیستس و به جز خوشبختی همه چیز اینجا هست می نویسم ..... امشب نیز چون تمام شبها دلم هوایت را کرده است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 12:34 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 12:12 توسط شاپرک |
|
|
اگر آمد به جانم هر سه یک بار اسیری و غریبی و غم یار اسیری و غریبی چاره دارد غم یار و غم یار و غم یار....... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 شهریور1386ساعت 12:11 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 9:25 توسط شاپرک |
|
|
اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم...... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 9:24 توسط شاپرک |
|
|
سر هر سینه سری تکیه کند وقت وداع سر ما وقت وداع بر سر دیوار دل است........ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 9:21 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 9:13 توسط شاپرک |
|
|
به چشمانت بیاموز
هر کسی ارزش دیدن ندارد به دستانت بیاموز هر گلی ارزش چیدن ندارد به قلبت بیاموز هر کس کنج آن جای ندارد و بیاموز که آبی بودن عشق می خواهد........ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 9:6 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 9:2 توسط شاپرک |
|
|
میگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون میاد چتر میگیری بالای سرت......میگی عاشق برفی ولی طاقت
یه گوله برف رو نداره.....میگی پرنده ها رو دوست داری ولی میزاریشون تو قفس......میگی عاشق گلهایی ولی خیلی راحت از شاخه جداشون میکنی..... انتظار داری نترسم وقتی میگی عاشقی! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 9:1 توسط شاپرک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 21:56 توسط شاپرک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گریه هایم بی صداست
عشق من بی انتهاست ردپای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
سکوت شکسته دنیای بی صدا تیفوسی های شورشی پرسپولیس صورتی و قرمز واسه تو میمردم |
|
RSS
|